است به اين تقرير :
اشكال
در موردى هم كه نبايد آمين بگويد اگر گفت طبق تقرير فوق كلام خارج از حقيقت نماز را گفته و مىبايد فقط مرتكب معصيت شده باشد نه اينكه نمازش فاسد و باطل گردد .
جواب
در جواب اين اشكال مىفرماين :
وجه فساد اينست كه نماز اگر مشتمل بر كلام منهى عنه باشد و مصلّى عمدا آن را بگويد موجب بطلان است بخلاف ترك كه چيزى به نماز اضافه ننموده و فقط مجرّد معصيت است ، همچون استماع غيبت در نماز .
قوله : او دعاء : يعنى عقيب دعاء .
قوله : فيجوز حينئذ : يعنى يجوز آمين حين التّقيّة .
قوله : بل قد يجب : مثل موردى كه حفظ جان و عرض و مال مورد اعتناء موقوف به گفتن آن باشد .
قوله : بفعله لغيرها : ضمير در [ فعله ] به آمين و در [ غيرها ] به تقيّه راجعست .
قوله : للنّهى عنه فى الاخبار : ضمير در [ عنه ] به آمين راجع است .
مؤلف گويد :
از جمله اخبارى كه در اين باب نقل شده حديثى است كه مرحوم صاحب وسائل آن را در ج 4 ص 752 به اين شرح نقل فرموده :
محمّد بن يعقوب ، از علىّ بن ابراهيم ، از پدرش ، از عبد اللّه بن
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 9
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩