الفاظ منزّل از نزد حقتعالى را كه قرآن هست اگر كسى بنيّت دعاء بخواند نمىگويند لفظ واحد را در دو معنا استعمال نمود چه آنكه دعاء و قرآن بودن از سنخ معنا نيست بلكه از اوصاف و حالات لفظ است و اشكالى ندارد كه لفظ واحدى به دو اعتبار به دو وصف متّصف شود .
از اين گذشته در حلّ اشكال مزبور مىتوان گفت :
بفرض تمام بودن اشكال در جائى اين محذور پيش مىآيد كه آمين معنايش طلب استجابت دعاء در فاتحة الكتاب باشد و حال آن كه دلالتى بر آن ندارد زيرا معناى اين كلمه طلب استجابت مطلق دعاء است اعمّ از دعاهائى كه در فاتحه نموده يا در غير آن ، و يا اساسا دعاهائى كه بعدا مىنمايد ، بنابراين محذور بر طرف مىشود و گفتن آمين مستلزم استعمال لفظ در اكثر از معنا نمىشود چون فاتحه را فقط به قصد قرآن مىخواند و از آمين استجابت دعاهائى را كه بعدا مىكند اراده مىنمايد .
پس از اين بيان معلوم شد كه وجه ضعف قول مزبور دليل نامبرده نيست بلكه نهى و زجر از آن است .
فرع
در مورد تقيّه كه واجب است اين كلمه گفته شود اگر مصلّى آن را ترك نمود نمازش باطل نيست بلكه صرفا يك معصيتى را مرتكب شده و وجه آن اين است كه آمين از نماز خارج است و ترك آن موجب ترك اجزاء نماز نيست تا سبب بطلان شود بلى چون شرع انور آن را واجب كرده لاجرم تركش مخالفت با شارع بوده و حرام مىباشد .
قوله : و الابطال فى الفعل الخ : جواب از اشكال مقدّر
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 8
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨