امام معصوم عليه السّلام باشد حاصل است و در كتاب دروس به همين قول تصريح فرموده .
بعضى ديگر از فقهاء جمعه را مطلقا واجب دانستهاند ولو فقيه آن را به پا ندارد و تمسّك ايشان در اين فتوا باطلاق ادلّه است نظير روايتى كه صاحب وسائل در ج 5 ص 8 به اين شرح نقل نموده :
محمّد بن علىّ بن الحسين باسنادش از حسين بن سعيد از فضّالة از ابان بن عثمان از فضل بن عبد الملك قال : سمعت ابا عبد اللّه عليه السّلام يقول : اذا كان قوم فى قرية صلّوا الجمعة اربع ركعات فان كان لهم من يخطب لهم جمّعوا اذا كانوا خمس نفر و انّما جعلت ركعتين - لمكان الخطبتين .
و سپس اين قائل افزوده و فرموده است :
حضور امام عليه السّلام يا منصوب وى در صحّت انعقاد جمعه شرط نيست و بفرض شرط بودن اختصاص به جمعهاى دارد كه در زمان حضور او خوانده شود يا امكان اجتماع بر او باشد پس در صورت عدم امكان ، عموم ادلّه همچون قرآن و اخبار از معارض سالم بوده و مقتضى جواز و صحّت است .
سپس شارح ( ره ) مىفرماين :
ظاهر اكثر علماء نيز همين قول است و از جمله ايشان مصنّف ( ره ) در كتاب بيان مىباشد .
ايشان در صحّت انعقاد جمعه تنها اجتماع عدد مزبور و شرائط ديگر نظير تقديم خطبتين با رعايت اجزائش و امثال آنها را ذكر كرده و نامى از اشتراط امام عليه السّلام و يا نائب او نبردهاند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 59
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٩