محمّد بن علىّ بن الحسين باسنادش ، از زرارة ، از ابيجعفر عليه السّلام قال : قلت له : صلوة الخوف و صلاة السّفر تقصّران جميعا ؟
قال : نعم و صلاة الخوف احقّ ان تقصّر من صلوة السّفر لانّ فيها خوفا .
و كسانى كه در قصر نماز خوف سفر را نيز شرط نمودهاند دليلشان ظاهر آيه شريفه 101 از سوره نساء است :
[ و اذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصّلوة ان خفتم ان يفتنكم الّذين كفروا انّ الكافرين كانوا لكم عدوّا مبينا ] .
[ و هرگاه سفر كنيد باكى بر شما نيست كه كوتاه كنيد نماز را اگر ترس داشتيد كه بتازند بر شما آنان كه كفر ورزيدند زيرا كه ايشان دشمن آشكار شما هستند . ]
وجه استدلال اين است كه در آيه شرط قصر را هم سفر و هم خوف قرار داده و ظاهرش اينست كه اجتماع ايندو موجب قصر است نه انفراد هركدام از ديگرى .
شارح ( ره ) مىفرماين :
اين استدلال تمام نيست زيرا اگر اجتماع هردو لازم باشد پس در سفر منفرد از خوف نبايد نماز قصر شود و حال آنكه خود خصم به آن ملتزم نيست .
پس بمقتضاى ورود نصّ در هركدام منفردا از ديگرى بايد هريك را سبب و علّت تامّه در لزوم قصر بدانيم .
مؤلف گويد :
از جمله رواياتى كه هركدام را جداگانه شرط قصر قرار داده روايتى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 357
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٥٧