شارح ( ره ) در توضيح وجه اقربيّت مىفرمايد :
جهت جواز دخول ايشان در اوّل وقت به نماز اين استكه در اين وقت افراد مزبور مخاطب به نماز هستند و به لحاظ اطلاقى كه در دليل هست نمىتوان آن را بدون حجّتى مقيّد به غير صاحبان عذر نمود ، پس همانطورى كه غير معذورين در اوّل وقت مىتوانند به نماز بايستند ، معذورين نيز مىتوانند چنين نمايند و وقتى نمازشان امر و خطاب داشت نتيجتا امتثال آن موجب اجزاء است .
و امّا اينكه ايشان فرمودند تا آخر وقت ممكن است قدرت حاصل شود و با قدرت احتمالى نماز ناقص جايز نيست در جواب گوئيم :
با بودن امر احتمال حصول قدرت مانع نميشود بلكه ميتوان باطلاق ادلّهايكه مبادرت در اوّل وقت را مستحبّ و در حقّ ايشان امر راجحى قرار داده حتّى فتواى به استحباب در اوّل وقت داد و صرف احتمال و امكان عروض قدرت موجب حصول قدرت بر شرط نمىباشد بلكه اين امر را مجوّز تأخير انداختن نماز ، از جهتى مرجوح بوده و آن اينكه ممكن است تا آخر وقت نمازگذار مزبور فوت شده و بدين وسيله اصل نماز از او قضاء شود .
و امّا استشهاد به تيمّم بر مدّعا :
گوئيم آن هم تأييد و تقويت دليل ايشان را نمىكند زيرا در خصوص آن نصّ وارد شده و اگر نصّ نمىبود بملاحظه آنكه متيمّم نيز از جمله صاحبان عذر است حكمش مانند ديگران بود يعنى مىتوانست در اوّل وقت به نماز بايستد .
در نتيجه بايد گفت فتواى بجواز دخول در اوّل وقت به نماز جايز است
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 333
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٣