تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
شارح ( ره ) مىفرماين : حق اين است كه جهر و اخفات از كيفيّات صوت بوده و بين آنها تضادّ كلّى است به اين معنا كه همچون امور نسبى و اضافى نيستند كه به لحاظ بعضى از موادّ با هم اجتماع و نسبت به برخى ديگر با هم جمع نشوند چنانچه از ظاهر عبارت مرحوم محقق در شرايع استفاده مىشود بلكه اين دو وصف بتاتا از هم منفكّ و اساسا در هيچ مادّه‌اى با يكديگر جمع نمىشوند زيرا مرتبه ادناى جهر اين است كه شخص نزديك به قارى در صورت سالم بودن قوّه سامعه‌اش آن را بشنود مشروط به اينكه صوت جوهره داشته باشد تا عنوان جهر تحقق يابد و مرتبه اعلاى آن اين است كه به حدّ فرياد و جيغ نرسد ولى مرتبه ادناى اخفات اين استكه تنها خود سامع اگر شنوا باشد يا فرض شنوا بودنش را كنيم بشنود و مرتبه اعلاى آن اين است كه به ادناى جهر برسد و بديهى است كه بين اين دو مفهوم هرگز اجتماع واقع نمىشود . قوله : مطلقا : تفسير آن همان عبارت بعدى است يعنى [ لا يجتمعان فى مادّة ] . قوله : ان يسمعه من قرب منه : ضمير منصوبى در [ يسمعه ] به اقلّ الجهر راجع بوده و در [ منه ] نيز به اقلّ الجهر عود مىكند و مقصود از آن صاحب صدا است . قوله : مع اشتمالها على الصّوت : ضمير در [ اشتمالها ] به قرائت راجعست . قوله : لتسميته جهرا : ضمير در [ تسميته ] بصوت راجعست .