و المراد بالمرأة الأنثى البالغة ، لأنها تأنيث " المرء " ، و هو الرجل ، فتدخل فيها الأمة البالغة ، و سيأتي جواز كشفها رأسها و يدخل الشعر فيما يجب ستره ، و به قطع المصنف في كتبه ، و في الألفية جعله أولى .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
عورت زن : در زن تمام بدن باستثناء صورت و دستها تا مچ چه ظاهر و چه باطن و خصوص روى پاها نه كف آن عورت محسوب مىشود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
البتّه از صورت آن مقدارى كه در وضوء اصالة واجب است شسته شود عورت محسوب مىگردد .
و نيز حدّ قدم از مفصل ساق به حساب مىآيد .
مرحوم مصنّف در كتاب ذكرى و دروس باطن قدم را همچون ظاهر و روى آن دانسته و از عورت به حساب نياورده ولى در بيان طبق همين جا فرموده و اينقول مطابق با احتياط است .
و سپس مىفرمايد :
بر زن واجب است مقدار بيشترى از صورت و دستها و قدم را بپوشاند تا علم بپوشاندن عورت از نامحرم پيدا كند چنانچه در مردان لازمست از باب مقدّمه علميّه مقدارى از غير عورت را پوشانده تا يقين كنند مقدار واجب را ستر كردهاند .
و مقصود از [ مرئه ] يعنى دختر بالغه چه آنكه كلمه مزبور مؤنث [ مرء ] به معناى رجل يعنى پسر بالغ مىباشد و قرينه مقابله مقتضى
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 167
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٧