دائرة السجود أوسع بالنسبة إلى غيره .
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
اگر تيمّم به سنگ را تجويز نموديم به خزف [ سفال ] به طريق اولى بايد جايز باشد زيرا اگر چه به سفال خاك نميگويند ولى پخته شدنش موجب اين نشده كه از وجه الارض نيز خارج شود بلكه نزديك بودن سفال به خاك نسبت به سنگ امرى محسوس است .
مرحوم محقّق در كتاب معتبر فرموده : تيمّم به سفال جايز نيست زيرا از وجه الارض خارج است .
ولى اين كلام از نظر ما درست نيست زيرا ايشان سجده بر سفال را تجويز فرمودهاند پس اگر استحاله سفال را از وجه الارض خارج نموده سجده نيز نبايد به آن جايز باشد و اگر سجده جايز است چون اسم ارض بر آن صادقست پس تيمّم نيز بايد بر آن جايز باشد .
و سپس براى توجيه فرمايش محقّق مىفرمايد : البته دائره سجود اوسع از تيمّم است فلذا چه بسا ممكن است سجده بر چيزى جايز باشد كه تيمّم به آن صحيح نباشد همچون كاغذ و برگ درختان غير مأكول .
قوله : و من جوازه بالحجر : ضمير در [ جوازه ] به تيمّم راجع است .
قوله : جوازه بالخزف : ضمير در جوازه به تيمّم عود مىكند .
قوله : لعدم خروجه بالطبخ : ضمير مجرورى در [ خروجه ] به خزف راجعست .
قوله : مع انه اقوى استمساكا منه : ضمير در [ انّه ] به حجر و در [ منه ] به خزف عود مىكند .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 549
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٤٩