و اخراج غسالهاش لازم نيست همانطورى كه در موارد ديگر كه غاسل ساترى روى ميّت قرار مىدهد وجوب عصر ندارد و جهت آن اينست كه اگر چه ذاتا و اصالتا ساتر را مىتوان فشار داد و غسالهاش را اخراج نمود ولى به لحاظ اينكه عمل مستلزم كشف عورت ميّت است و آن شرعا جايز نيست از باب تنزيل عذر شرعى بمنزله عذر عقلى و مادّى فرمودهاند عصر در اينجا ساقط است .
قوله : فيجوز لكل منهما : يعنى لكلّ من الزّوجين .
قوله : تغسيل صاحبه اختياريا : و مقصود از [ اختياريا ] وجود مماثل است يعنى با بودن زن شوهر مىتواند همسرش را غسل داده و با وجود مرد زن نيز جايز است متصدّى امر غسل شوهرش گردد .
قوله : و الزّوجة معها : ضمير در [ معها ] به ولايت راجع است يعنى در صورتى كه از شوهرش ولىّ باقى نمانده باشد خودش ولىّ او بوده و از ولايتش استفاده كرده و او را غسل مىدهد .
قوله : او باذن الولىّ : حاصل مراد اينست كه :
در صورتى كه از زوج ولىّ باقى مانده باشد باز زن حق غسل دادن را داشته و شرعا برايش جايز است منتهى لازمست از ولىّ اذن بگيرد .
قوله : و المشهور انّه من وراء الثّياب : ضمير در [ انّه ] به غسل راجعست .
مؤلف گويد :
اين عبارت راجع بخصوص تغسيل زوجين است .
قوله : و ان جاز النّظر : يعنى اگر چه نظر هريك از زن و مرد به عورت ديگرى پس از مرگ نيز جايز است ولى مع ذلك مشهور
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 426
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٦