با ايّام عادتش مصادف شده حيض و قبل از آن استحاضه است .
ج : در خون موجود بعد از عشرة علائم زن ذات التّميز نباشد كه در اين صورت حيض مىباشد مثلا زنى كه بعد از وضع حمل به مدت 10 روز خون نفاس ديد و سپس بطور استمرار خونهاى متعدد و مختلف از نظر رنگ يا بو و يا رقّت و غلظت ديد يا بعد از انقطاع به مقدار كمتر از 10 روز اين نحو از خونها را ديد در اينجا خون موجود بعد از عشره چون مختلف است نمىتوان مجموع آن را استحاضه دانست بلكه قوى با شرائط تمييز حيض و ضعيف استحاضه است اگرچه بين خون قوى و موجود قبل از عشرة كه نفاس است كمتر از ده روز فاصله باشد چه آنكه انشاء اللّه بعدا خواهيم گفت كه فقط بين دو حيض فاصله ده روز شرط است نه حيض و نفاس يا دو نفاس .
قوله : زاد على العشرة مطلقا : چه زن صاحب عادت بوده و چه نباشد .
قوله : فيكون تجاوزها كاشفا : يعنى تجاوز الدّم عن العشرة بنابراين ضمير مؤنث در [ تجاوزها ] به عشره راجع بوده و اضافه [ تجاوز ] به آن از قبيل اضافه مصدر به مفعول است و ضمير فاعلى آن به [ دم ] عود مىكند .
قوله : كون السّابق عليها : ضمير در [ عليها ] بعشره راجع است .
قوله : او فيها : يعنى در عشره .
قوله : اذا لم يتخلله نقاء اقل الطّهر : ضمير در [ يتخلّله ] به خون پس از ده روز راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 364
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٦٤