قوله : او يصادف ايام العادة : كلمه [ يصادف ] معطوف است به [ يتخلّله ] بنابراين كلمه [ لم ] بر آن نيز داخل مىشود .
قوله : او يحصل فيه تمييز بشرائطه : كلمه [ يحصل ] معطوف است به [ يتخلّله ] بنابراين كلمه [ لم ] بر سر آن نيز داخل شده و ضمير در [ فيه ] به خون بعد از ده روز راجعست و ضمير در [ بشرائطه ] به [ تمييز ] عود مىكند .
متن :
« و دمها » أي الاستحاضة « أصفر بارد رقيق فاتر » أي يخرج بتثاقل و فتور ، لا بدفع « غالبا » ، و مقابل الغالب ما تجده في الوقت المذكور فإنه يحكم بكونه استحاضة ، و إن كان بصفة دم الحيض ، لعدم إمكانه .
2 - علائم خون استحاضه
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
خون استحاضه غالبا زرد رنگ و بدون حرارت و رقيق و بسستى خارج مىشود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ فاتر ] اينست كه در وقت خروج به سستى خارج شده و در آن دفع وجهش نمىباشد .
و در مقابل غالب خونى است كه زن در اوقات مذكوره مىيابد چه آنكه اين خون محكوم به استحاضه است اگرچه صفات خون حيضى را داشته باشد زيرا امكان حيض بودن را ندارد .
قوله : ما تجده فى الوقت المذكور : ضمير فاعلى در [ تجده ]