شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ض : براى متخلّى مباح و جايز است كه اذان را حكايت كند .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود اينست كه متخلّى اگر در حال تخلى اذان را شنيد برايش جايز است آن را حكايت كند يعنى هرفصلى از اذان را كه مؤذّن مىگويد پس از آن وى نيز مىتواند آن را تكرار نمايد .
سپس مىافزايند :
البته براى اينحكم بحسب آنچه مشهور است سندى وجود ندارد .
سؤال
اگر چه براى خصوص اذان و به اين عنوان سندى در دست نيست اما براى استحباب ذكر كه در مطلق حالات مستحسن است و بر طبقش مدارك و اسنادى موجود مىباشد مىتوان ادّعاى سند نمود .
جواب
عنوان ذكر كه مقصود [ ذكر اللّه ] است شامل همه فصول اذان نمىشود چه آنكه [ حيّعلات ] ذكر نيستند تا حكايتشان در حال تخلّى مستحب باشد و لذا مرحوم مصنف در كتاب ذكرى استحباب حكايت اذان را به [ قيل ] نسبت داده است .
قوله : اذا سمعه : ضمير فاعلى در [ سمعه ] به متخلّى و ضمير مفعولى به اذا راجعست .
قوله : و لا سند له ظاهرا : ضمير در [ له ] به استحباب حكايت اذان راجعست .
قوله : لا يشمله : ضمير مفعولى به اذان راجعست .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 262
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٦٢