قبول فعلى استكه به قابل اضافه مىنمايند فلذا مرحوم مصنف در [ احاله ] فرمودند :
و النار ما احالته ، يعنى آن را به نار كه مغيّر و فاعل تبديل است نسبت داده و در استحاله صرفا فرمودند :
و الاستحالة ، يعنى و استحالة الشّئ بالشّئ الآخر .
قوله : كالميته و العذرة تصير ترابا و دودا : اينعبارت لف و نشر مرتّب است يعنى كالميّتة تصير ترابا و العذرة دودا .
مقصود از [ دود ] كرم است .
قوله : و العلقة تصير حيوانا : مقصود از علقه خون بسته شده را گويند كه به صورت لخته درمىآيد .
متن :
« و انقلاب الخمر خلا » و كذا العصير بعد غليانه و اشتداده .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
ديگر از مطهرات اينست كه شراب به سركه منقلب شود شارح ( ره ) مىفرماين :
و همچنين است شيره انگور كه پس از غليان و قوام پيدا كردن قبل از اينكه دو ثلثش بخار شود به سركه منقلب گردد .
مؤلف گويد :
انقلاب همان استحاله است با اين فرق كه استحاله را در جامدات تعبير كرده و انقلاب را در مايعات به كار مىبرند لذا آن را بعنوان مطهّر عليحده و مستقل نمىتوان قرار داد .
قوله : خلّا : بفتح خاء يعنى سركه .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 174
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٤