آن را خشك كند هردو طرف پاك مىشود ولى اگر دو جسم متنجّس با هم متلاصق باشند و خورشيد بيكدام بتابد و در اثر گرماى آن ديگرى نيز خشك شود تنها جسمى كه مورد تابش واقع شده پاك مىشود .
قوله : باشراقها عليه : ضمير در [ اشراقها ] به شمس و در [ عليه ] به [ ماء موصوله ] راجعست .
قوله : و زالت عين النّجاسة عنه : ضمير در [ عنه ] به ماء موصوله عود مىكند .
قوله : من الحصر و البوارى : كلمه [ من ] بيان است از ماء موصوله در [ ما جفّفته ] و لفظ [ حصر ] جمع [ حصير ] و [ البوارى ] جمع [ بوريا ] مىباشد و حصير را از علفهاى تازه ميبافند و بوريا را از نىهاى توخالى كه در مردابها مىرويد و سابق از آنها براى زير فرش يا احيانا در برخى از مناطق بجاى فرش استفاده مىنمودند و گاه براى پوشاندن سقف اطاقها به كار مىرفته است .
قوله : من المنقول : قيد است براى [ حصر ] و [ بوارى ] يعنى از منقولات تنها اين دو بواسطه تابش آفتاب پاك مىشوند .
قوله : و ما لا ينقل عادتا مطلقا : مقصود از [ مطلقا ] اين است كه غير منقول منحصر در شئ معيّن و خاصّى نيست لذا هرچه در اين عنوان داخل باشد حكمش آنست كه با تابش خورشيد پاك مىشود .
قوله : و اجزائها : يعنى اجزاء ارض از قبيل قلوه سنگ و سنگهاى خارا ، كوهها و تپّهها ، شن ، خاك و امثال اينها .
قوله : و الاخشاب : مثل تيرهائيكه در بناها به كار رفته است قوله : و الابواب المثبتة : نظير دربهاى منازل و بناها .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 169
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٩