نصّ و فتواى مشهور مقتضى عدم اعتبار آن مىباشد .
تبصره
مقصود از [ نعل ] كه گفتيم ته آن اگر متنجّس شد بواسطه زمين پاك مىشود پوششى است كه پا را با آن پوشانده تا از آفات زمين محفوظ بماند ولو آن را از چوب تعبيه كرده باشند همچون بعضى از سرپائى - هائى كه در اين زمان در قسمت شمال مرسوم بوده و به آن [ كتله ] گويند و يا همچون كفشهاى چوبى كه كارگران در داخل حمام به پا مىكنند .
و سپس در آخر عبارت مىفرماين :
و خشبة الاقطع كالنعل ، يعنى شخصى كه بواسطه نداشتن پا يا معيوب بودن آن چوب زير بغل مىگذارد و بكمك آن راه مىرود اگر ته آن چوب متنجّس شود حكم كفش را دارد كه با راه رفتن پاك ميگردد .
قوله : و هو مطهر مطلقا : ضمير [ هو ] به [ الماء ] راجعست قوله : من سائر النجاسات : كلمه [ سائر ] به معناى جميع مىباشد .
قوله : و هو اسفله : ضمير به [ نعل ] راجعست .
قوله : مع زوال عين النجاسة عنهما بها : ضمير در [ عنهما ] به قدم و نعل راجعست و در [ بها ] به [ ارض ] عود مىكند .
قوله : بمشى و ذلك : كلمه [ مشى ] به معناى راه رفتن و [ ذلك ] به معناى ماليدن است و جار و مجرور متعلق است به [ زوال ] .
قوله : و غيرهما : ضمير [ هما ] به مشى و ذلك راجعست .
قوله : و الرّمل : بفتح راء و سكون ميم عبارتست از [ ريگ ] .
قوله : و لو لم يكن للنّجاسة جرم و لا رطوبة : اگر نجاست
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 165
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٥