چاه باشد .
2 - زمين سخت بوده و قرار بالوعه پائينتر از ته چاه باشد .
3 - زمين سخت و محكم بوده و از حيث قرار با هم مساوى باشند .
4 - زمين سست بوده ولى قرار چاه بالاتر واقع باشد .
و مستحب است در دو صورت ديگر هفت ذراع فاصله گردد و ايندو صورت عبارتند از :
1 - زمين سست بوده ولى قرار بالوعه بالاتر از چاه باشد .
2 - زمين سست بوده ولى از حيث قرار با هم مساوى باشند .
تبصره
مؤلف گويد :
مقصود از تساوى قرار بالوعه با چاه اين است كه در زمينى كه هردو حفر شدهاند و سطح آن مشتمل بر پستى و بلندى نيست عمق هردو با هم يك اندازه بوده و كف آنها در يك سطح واقع باشد .
قوله : التى يرمى فيها ماء النزح : كلمه [ يرمى ] به صيغه مجهول بوده و [ ماء النزح ] نائب فاعل آنست و ضمير مجرورى در [ فيها ] به بالوعه عود مىكند .
قوله : او تحتية قرار البالوعه عن قرار البئر : يعنى بالوعه گودتر باشد .
قوله : او مرتفعة عنه : ضمير در [ عنه ] به بئر راجعست .
قوله : على هذا التقدير ستّ : مقصود از [ هذا التقدير ] فرضى است كه مرحوم مصنف نموده است .
قوله : يستحب التّباعد فى اربع منها : ضمير در [ منها ] به
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 121
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢١