مىشود چنانچه بول دختر بچه نيز اگر در چاه ريخت بملاحظه اينكه نصّى در آن وارد نشده لاجرم بما لا نص فيه ملحق مىگردد و مانند زن و خنثى تمام آب چاه را بايد بكشند اما اگر بول پسر بچه در چاه ريخت حكمش انشاء اللّه عنقريب خواهد آمد .
سپس مىفرماين :
قبلا گفته شد در ما لا نص فيه دو رأى است :
الف : رأى مشهور كه كشيدن تمام آب چاه را لازم دانستهاند .
ب : عقيده غير مشهور و آن اين است كه سى يا چهل دلو را واجب نمودهاند .
اكنون ميگوئيم : خنثى بحسب واقع اگر مرد باشد در بولش كشيدن چهل دلو از آب چاه واجب است و اگر زن باشد از ما لا نص فيه بوده و به عقيده مشهور بايد تمام آب را كشيد و برأى غير مشهور سى يا چهل دلو بايد از آب چاه كشيده شود .
لذا اگر رأى غير مشهور را پذيرفتيم در بول خنثى به نظر ما اينستكه چهل دلو متعيّن است زيرا اگر مرد باشد واجب همين مقدار بوده و در صورتى كه زن باشد طبق اينرأى قطعا نزح چهل دلو مجزى است و محتمل است بگوئيم اكتفاء به سى دلو نيز كفايت مىكند زيرا امر دائر است بين وجوب اقل و لزوم اكثر و در اصول مقرّر است كه دوران بين اقل و اكثر در مقام تكليف مجراى اصالة البراءة مىباشد .
قوله : و كذا فى بول الرّجل سندا : همانطورى كه نصّ در حيوانات مزبور ( ثعلب و ارنب الخ ) ضعيف ولى مشهور به آن عمل كردهاند عينا در بول رجل نيز همين امر ثابت است زيرا نص وارد در
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 66
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٦