غليان و جوشاندن و پيش از بخار شدن دو ثلثش به فقّاع ملحق نموده است .
يعنى فرموده اگر عصير عنبى كه بواسطه غليان و جوشاندن سفت شده و از حالت رقّت و ميعان خارج ولى هنوز دو ثلث آن بخار نشده باشد در چاه ريخت چون نجس است آب چاه را متنجّس نموده و حكم فقّاع را دارد فلذا تمام آب چاه بايد كشيده شود ولى اين فرموده مصنّف بعيد است زيرا :
اوّلا : دليلى بر نجاست عصير عنبى در حالت مزبور نداريم .
و ثانيا : بفرض آنكه نجس هم باشد بچه دليل آن را به فقاع ملحق نمائيم .
قوله : و الحق به المصنف : ضمير در [ به ] بفقّاع راجعست .
قوله : بعد اشتداده : ضمير مجرورى به [ عصير عنبى ] راجع بوده و مقصود از اشتداد اينست كه آب انگور را در ديگهاى بزرگى ريخته و سپس آن را بوسيله آتش ميجوشاند تا در اثر بخار شدن بتدريج از حالت رقّت به سفت شدن مبدل گردد و وقتى غلظت پيدا نمود و سفت شد از اين حالت به اشتداد تعبير مىكنند .
قوله : قبل ذهاب ثلثيه : ضمير مجرورى در [ ثلثيه ] بعصير عنبى راجع است .
قوله : و هو بعيد : ضمير [ هو ] بالحاق مصنف ره راجعست .
متن :
و لم يذكر هنا المني مما له نفس سائلة . و المشهور فيه ذلك ، و به قطع المصنف في المختصرين و نسبه في الذكرى إلى المشهور ، معترفا فيه بعدم النص .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 51
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥١