مقصود از [ خون حدث ] خونهاى سهگانه يعنى : حيض ، نفاس و استحاضه مىباشد كه از نظر مشهور اگر در چاه ريخته شدند تمام آب آن را بايد كشيد .
مؤلف گويد :
و دليل اين حكم آنست كه در خصوص آن نصّى وارد نشده و جماعتى از علماء در [ ما لا نصّ فيه ] معتقدند كه تمام آب چاه بايد كشيده شود از اينرو از حكم مذكور در اينجا مىتوان كشف كرد كه مرحوم مصنف همچون مشهور عقيدهاش همين است و در ما لا نصّ فيه قائل به لزوم نزح جميع مىباشد .
متن :
« و الفقاع » بضم الفاء ، و ألحق به المصنف في الذكرى عصير العنب بعد اشتداده بالغليان قبل ذهاب ثلثيه ، و هو بعيد .
شرح فارسى :
مرحوم مصنف مىفرماين :
و براى ريخته شدن فقّاع ( آب جو ) در چاه بايد همه آب آن را كشيد .
شارح ( ره ) مىفرماين :
كلمه [ فقاع ] بضم فاء و تشديد [ قاف ] آب جو را گويند كه نوعى خمر مىباشد .
مؤلف گويد :
قهرا دليل بر نزح جميع كه براى خمر وارد شده شامل آن نيز مىشود سپس مرحوم شارح فرمودهاند :
مصنف در كتاب ذكرى عصير عنبى را پس از سفت شدن بواسطه
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 50
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٠