شارح ( ره ) مىفرماين :
كلمه [ بعير ] اسم جنس است همچون [ انسان ] لذا شامل مذكّر و مؤنث ، كوچك ، بزرگ مىشود .
ناگفته نماند كه مراد از نجاست ، نجاستى است كه مستند به موت حيوان باشد يعنى اگر شتر در چاه افتاد و در آن مرد چون ميته آن نجس است لاجرم چاه متنجّس شده و براى تطهير آن لازم است تمام آب آن را بكشند و بعد از تمام شدن آبهاى موجود ، آب تازهاى كه از زمين مىجوشد و در مكان منزوح منه قرار مىگيرد پاك است .
و دليل آن روايتى است كه مرحوم صاحب وسائل در ج 1 ص 132 از مرحوم كلينى ، از احمد بن ادريس ، از محمد بن عبد الجبّار ، از صفوان بن يحيى ، از ابن مسكان ، از حلبى ، از حضرت صادق عليه السلم نقل مىكند :
قال : اذا سقط فى البئر شئ صغير ، فمات فيها دلاء و ان وقع فيها جنب فانزح منها سبع دلاء و ان مات فيها بعير او صبّ فيها خمر فلتنزح .
قوله : و هو من الابل : يعنى بعير نسبت به ابل حكم جنس را دارد .
قوله : و المراد من نجاسته : مقصود از متنجّس شدن چاه بواسطه شتر آنست كه شتر در چاه بميرد و تنجّس آب چاه مستند به ملاقات با ميته باشد نه اينكه بدنش به نجاستى آلوده باشد و در اثر تماس با آن آب چاه متنجّس شود .
متن :
« و » كذا « الثور » قيل : هو ذكر البقر .
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس) — صفحة 47
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٧