اتّصال كفايت مىكند .
قوله : ممازجته له : ضمير مجرورى در [ ممازجته ] به آب متنجّس و در [ له ] به كرّ طاهر راجعست .
قوله : و اعتبار بعضها : يعنى بعض الاجزاء .
قوله : و الاتّحاد مع الملاقاة حاصل : اشاره است بجواب از استدلال اين قائلين ، ايشان گفتهاند :
شرط طهارت آب متنجّس بواسطه اتّصال به كرّ طاهر آن استكه پس از اتصال و حصول ملاقات بهردو يك آب بگويند و دوئيّت محرز و مشخص نباشد و بديهى است تا امتزاج حاصل نشود به آن دو يك آب نگويند .
مرحوم شارح در جواب از اين استدلال مىفرماين :
اتّحاد عرفى صادق است و دليلى بر اشتراط غير آن نداريم بلكه مىتوان ادعاء نمود كه دليل بر خلافش قائم است .
متن :
و يشمل إطلاق الملاقاة ما لو تساوى سطحهما ، و اختلف مع علو المطهر على النجس و عدمه ، و المصنف رحمه اللَّه لا يرى الاجتزاء بالإطلاق في باقي كتبه ، بل يعتبر الدفعة و الممازجة ، و علو المطهر ، أو مساواته و اعتبار الأخير ظاهر دون الأولين إلا مع عدم صدق الوحدة عرفا .
تنبيه شارح ( ره ) در عبارت متن و استفاده اطلاق از آن
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
چنانچه گفته شد مرحوم مصنف در تطهير آب قليل به