قوله : كما هو المشهور : ضمير [ هو ] بوقوع كرّ على المتنجّس دفعة راجعست .
قوله : بل تكفى ملاقاته له مطلقا : ضمير در [ ملاقاته ] به آب متنجّس و در [ له ] به كرّ طاهر عود مىكند و مقصود از [ مطلقا ] اينست كه چه دفعة بوده و چه غير آن باشد .
قوله : لصيرورتها بالملاقاة الخ : ضمير تثنيه در [ لصيرورتهما ] به آب متنجّس و كرّ طاهر راجع است .
قوله : لا يتحقّق لها معنى : ضمير در [ لها ] بدفعة عود مىكند
متن :
و كذا لا يعتبر ممازجته له ، بل يكفي مطلق الملاقاة لأن ممازجة جميع الأجزاء لا تتفق ، و اعتبار بعضها دون بعض تحكم و الاتحاد مع الملاقاة حاصل .
عدم اعتبار امتزاج در تطهير آب به اتصال بكر
شرح فارسى :
مرحوم شارح مىفرماين :
برخى در طهارت قليل متنجّس بواسطه كرّ طاهر شرط كردهاند كه بايد هردو با هم ممزوج شوند .
ولى اين شرط نيز مانند [ دفعة ] اعتبارى نداشته و صحيح نميباشد بلكه مطلق ملاقات كافى است چه امتزاج حاصل شده و چه تحقّق نيابد زيرا ممازجت تمام اجزاء اين دو آب با هم كه اتّفاق نمىافتد و از طرفى مزج بعضى با بعض ديگر نيز خالى از تحكّم نبوده و اتّحادى هم كه منشأ اين اشتراط شده بدون آن صادق است لاجرم مجرّد ملاقات و صرف