تقديرى : آن است كه چنين نباشد اگرچه بحسب واقع تغيّر حاصل باشد در آبى كه متعفّن است ميتهاى بياندازند كه بوى تعفّن آب مانع از استشمام بوى ميته شود ، كه در اينجا فرض و تقدير مىكنيم اگر آب متعفّن نبود ميته بوى آب را تغيير مىداد .
متن :
« و يطهر بزواله » أي زوال التغير و لو بنفسه ، أو بعلاج « إن كان » الماء « جاريا : » و هو النابع من الأرض مطلقا غير البئر على المشهور .
شرح فارسى :
[ تطهير آب در صورت تغيّر ]
مرحوم مصنف مىفرماين :
ج : اگر آب جارى باشد بمجرّد زوال تغيّر پاك مىشود .
شارح ( ره ) مىفرماين :
مقصود از [ زواله ] زوال تغيّر است اعم از آنكه زوال خود به خود صورت گرفته و يا بواسطه تدبير و علاجى تحقّق پيدا كند .
و مراد مرحوم مصنف آنست كه : اگر آب جارى بواسطه تغيّر به عين نجاست متنجّس شد تطهيرش به اين است كه تغيّر از آن زائل گردد .
سپس در ذيل [ ان كان الماء جاريا ] مىفرماين :
آب جارى آن است كه از زمين بجوشد و عنوان چاه بر آن صادق نباشد اعم از آنكه جوشش آن دائمى و متصل بوده و يا اينطور نباشد ، با قوّت جوشيده يا بدون آن بجوشد ، جوشش بنحو ترشح بوده يا به نحو ديگر باشد .
قوله : و يطهر بزواله : ضمير در [ يطهر ] به آبيكه بواسطه عين نجاست تغيّر پيدا كرده راجعست و ضمير در [ زواله ] به تغيّر عود مىكند .