نيست غالبا ميتوان با أصل موضوعي آنرا احراز نمود .
مثلا اگر عامي با چنين مضمونى بدست ما رسيد :
كلّ امرأة بلغت خمسين عاما فدمها غير حيض .
ودر دليل مخصّص مضمون ذيل وارد شد :
الّا امرأة قرشيّة .
حال اگر زنى از نظر قرشي بودن با غيرقرشى مشتبه شد ميتوانيم بگوئيم أصل آنستكه با قرشي انتساب ندارد وبدينترتيب عدم قرشي بودنش احراز مىگردد .
بحث پنجم جواز وعدم جواز تمسّك بعام قبل از فحص از مخصّص
حق اينستكه ، قبل از فحص از مخصّص تمسّك بعام جائز نيست ، زيرا سيرهء عقلاء چنين است كه پيش از تفحّص از مخصّص بعام عمل نمىكنند واگر نسبت باين امر يقين هم نداشته باشيم لا أقل شكّ داريم وهمين امر موجب توقّف ميشود .
ولى در جائى كه احتمال هيچ مخصّص متّصلى نبوده يا احتمالا در صورت وجودش بدست ما نرسيده باشد فحص لازم نيست ، چون از قبيل احتمال وجود قرينه بر مجاز است كه با اصالة العدم آنرا نفى مىكنيم .
تنبيه
فحص در اينجا با فحص در عمل به أصول عمليّه فرق دارد وحاصل فرق اينستكه :
در آنجا فحص بمنظور دست يافتن به حجّيّت است ، چه آنكه قبل از