ودر قول عمر بن أبي ربيعه اختلاف است : وى گفته :
ثمّ قالوا : تحبّها ؟ قلت بهرا * عدد الرمل والحصى والتّراب
يعنى : سپس گفتند : آيا دوست مىدارى آن زن را ( ثريا دختر عبد اللّه ) ؟
گفتم دوست دارم أو را بسيار به عدد ريگها وسنگريزهها وخاكها .
بيان وشرح اختلاف اينست :
برخى از أدباء گفتهاند : مراد وى : أتّحبها مىباشد يعنى همزه استفهام حذف شده .
وبعضي ديگر معتقدند « تحبها » خبر است براي مبتداء محذوف وتقدير « أنت تحبها » مىباشد . ومعناى : قلت بهرا اينستكه :
قلت احبّها حبّا بهرنى بهرا يعنى گفتم دوستش دارم دوست داشتنى كه بر من غلبه كرده است . وبعضي ديگر گفتهاند معناى آن تعجب است .
متنبي مىگويد :
أحياء وأيسر ما قاسيت ما قتلا * والبين جار على ضعفي وما عدلا
يعنى : تعجب ميكنم چگونه زندهام درحاليكه آسانتر چيزى كه آنرا تحمّل مىكنم امرى است كه غير مرا كشته وجدائى ودورى ستم نمود بر ناتوانى من وبعدالت عمل نكرد كلمه « أحيا » فعل مضارع بوده بمعناى تعجّب مىكنم وأصل « أاحيا » بوده وبعد همزه استفهام حذف گرديد وكلمه « واو » در « وأيسر » حاليه است ومعناى بيت آنستكه شاعر از حيات وزنده ماندن خود تعجب كرده ومىگويد :
چگونه زنده ماندهام درحاليكه آسانتر وكمتر چيزى كه غير من را كشته است من تحمل كردهام .