ترجمه :
احكام مختصّه الف
مصنّف گويد :
الف أصل أدوات استفهام بوده فلذا احكام خاصّهاى دارد كه ذيلا بيان ميشوند :
1 - جائز است آنرا حذف كنيم أعم از آنكه بر « أم » مقدّم بوده همچون قول عمر بن أبي ربيعه :
بدالى منها معصم حين جمرّت * وكف خضيب زيّنت ببنان
فواللّه ما ادرى وان كنت داريا * بسبع رمين الجمر أم بثمان
يعنى : براي من از آن زن ( عايشه ) ظاهر شد بند دستى در وقتيكه سنگهاى جمره را پرتاب مىكرد ونيز ظاهر شد كف دستى كه حنا بسته ومزيّن بود به انگشتانى .
پس بخدا قسم نميدانم اگرچه درصدد دانستن بودم كه آيا هفت سنگ از سنگهاى جمره را پرتاب نمود يا هشتتا .
شاهد در حذف همزه است از ابتداء « بسبع رمين » ودر أصل « أبسبع رمين الخ » بوده يا بر « أم » مقدّم نباشد همچون قول كميت :
طربت وما شوقا إلى البيض اطرب * ولا لعبا منى وذو الشّيب يلعب
يعنى : شاد ومسرور شدم درحاليكه شوق وسروري نسبت به زنان سفيد نداشته چنانچه علاقة وشوقى به بازى ندارم ، آيا درحاليكه شخص مردى پير وكهنسال است بازى مىكند ! ؟
شاهد در حذف همزه استفهام است قبل از « ذو الشيب » بدون اينكه بر كلمه « أم » مقدّم باشد وتقدير كلام « أو ذو الشيب يلعب » مىباشد .