تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
البتة معلوم باشد غير از حروف ياد شده بسا أسماء وافعال را نيز در اين باب متعرض شده‌ايم زيرا حاجت ما را به آن كشانده است .

حرف الف

الف مفرد وتنها بر دو قسم است : 1 - آنكه حرف بوده واز آن در نداء قريب استفاده ميشود مانند قول امرء القيس :
أفاطم مهلا بعض هذا التّدلل * وان كنت قد أزمعت صرمى فاجملى
يعنى : اى فاطمه واگذار پاره‌اى از اين ناز وكرشمه را اگر قصدت قطع الفت با من است ، پس در جدائى از من به نيكوئى رفتار نما . شاهد در « همزه » أفاطم است كه براي نداء قريب آمده . ابن خبّاز نحوى از استادش نقل كرده كه همزه براي نداء متوسّط آمده وحرفى كه از آن در نداء قريب استفاده ميشود « يا » مىباشد . ولى اين كلام با اجماع علماء علم أدب مخالف است . 2 - آنكه حرف بوده وبراي استفهام مىباشد . ماهيت وحقيقت استفهام طلب فهم ودرك است مانند : أزيد قائم ( آيا زيد ايستاده است ) . شاهد در « همزه » بوده كه براي استفهام وطلب فهم آمده . وهردو وجه در قرائت حرميّين تجويز شده است . أمن هو قانت آناء الليل ( چه كسى در لحظات شب به خواندن قنوت مىايستد ) . شاهد در « همزه » است كه برخى آنرا براي نداء قريب وبعضي ديگر براي استفهام دانسته‌اند . البتة اينكه همزه در آية شريفه براي نداء باشد قول فراء است .
الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 27 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى