البتة معلوم باشد غير از حروف ياد شده بسا أسماء وافعال را نيز در اين باب متعرض شدهايم زيرا حاجت ما را به آن كشانده است .
حرف الف
الف مفرد وتنها بر دو قسم است :
1 - آنكه حرف بوده واز آن در نداء قريب استفاده ميشود مانند قول امرء القيس :
أفاطم مهلا بعض هذا التّدلل * وان كنت قد أزمعت صرمى فاجملى
يعنى : اى فاطمه واگذار پارهاى از اين ناز وكرشمه را اگر قصدت قطع الفت با من است ، پس در جدائى از من به نيكوئى رفتار نما .
شاهد در « همزه » أفاطم است كه براي نداء قريب آمده .
ابن خبّاز نحوى از استادش نقل كرده كه همزه براي نداء متوسّط آمده وحرفى كه از آن در نداء قريب استفاده ميشود « يا » مىباشد .
ولى اين كلام با اجماع علماء علم أدب مخالف است .
2 - آنكه حرف بوده وبراي استفهام مىباشد .
ماهيت وحقيقت استفهام طلب فهم ودرك است مانند :
أزيد قائم ( آيا زيد ايستاده است ) .
شاهد در « همزه » بوده كه براي استفهام وطلب فهم آمده .
وهردو وجه در قرائت حرميّين تجويز شده است .
أمن هو قانت آناء الليل ( چه كسى در لحظات شب به خواندن قنوت مىايستد ) .
شاهد در « همزه » است كه برخى آنرا براي نداء قريب وبعضي ديگر براي استفهام دانستهاند .
البتة اينكه همزه در آية شريفه براي نداء باشد قول فراء است .