تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ما قلت لهم الّا ما امرتني به ان اعبدوا اللّه ( بايشان نگفتم مگر آنچه تو مرا بآن مأمور ساختى وآن اينستكه بايشان گفتم خدا را عبادت كنيد ) . گفته است : جايز است « ان » مفسّر « قول » باشد منتهى لازمست « قول » را به مادة « امر » تأويل برده وبگوئيم تقدير آية چنين است : ما امرتهم الّا بما امرتني به ان اعبدوا اللّه . مصنّف گويد : اينكلام از زمخشري نيكو وپسنديده است ، بنابراين در شرح اين ضابطه وشرط چهارم بايد گفته شود : شرط چهارم اينستكه در جمله قبل حروف قول نباشد مگر در صورتيكه قول را بتوان به غيرش تأويل نمود كه در اينفرض از آمدن صريح قول البتة ممانعتى نمىباشد . لازم بتذكر است كه « ان » در آية شريفه مذكور ( ما قلت لهم الّا ما امرتني الخ ) نمىتواند مفسّر « امرتني » باشد زيرا صحيح نيست گفته شود : اعبدوا اللّه ربّى وربّكم مقول حقتعالى است از اينرو صحيح نيست آنرا تفسير براي امر أو بدانيم زيرا مفسّر عين تفسيرش بايد باشد چنانچه مصدريّه نيز نميتوان آنرا فرض كرد وطبق آن « ان » وصله‌اش را عطف بيان براي « هاء » در « به » دانست ونيز جايز نيست آنرا با صله‌اش بدل از « ماء » قرار داد . امّا عدم جواز عطف بيان : جهتش آنستكه عطف بيان در جوامد بمنزله نعت در مشتقّات است پس همانطورى كه ضمير منعوت وموصوف واقع نميشود همچنين برايش عطف بيان نيز نمىآورند ولى زمخشري از اين نكته غفلت كرده وعطف بيان آمدن « ان » با صله‌اش از ضمير را تجويز كرده است . واز بين متأخرين تنها أبو محمّد ابن السّيّد وابن مالكه بر اين نكته تصريح وتنصيص كرده‌اند وكلام ايندو مطابق قياس وقاعده است . وامّا عدم جواز بدل از « ما » : جهتش آنستكه « قلت » در « ما » عمل نموده حال
الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 213 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى