زيرا بعد از « ان » جمله نيامده بلكه كلمه مفرد قرار گرفته است ودر اينگونه از عبارات وجملات بجاى « ان » بايد « اى » گذارد يا أصلا حرف تفسير را ترك نمود .
ناگفته نماند اينكه گفته شد بعد از « ان » مىبايد جمله بيايد فرقى نيست بين اينكه جمله فعليّه بوده همچون مثال گذشته يا اسميّه باشد مانند : كتبت اليه ان ما أنت وهذا .
كه در اين عبارت بعد از « ان » جمله اسميه قرار گرفته است .
ج : شرط سوّم اينستكه در جمله قبل از « ان » بايد معناى قول باشد چنانچه مثالش گذشت واز همين قبيل است آية شريفه :
وانطلق الملاء منهم ان امشوا ( گروهى از سران ايشان رأى دادند كه راه خود را ادامه دهيد ) .
شاهد در جمله « انطلق » است كه معناى قول دارد لذا لفظ « ان » بعد از آن مفسّره مىباشد .
ودليل ما بر اين گفتار آنستكه « انطلق » در اينجا بمعناى « مشى » وراه رفتن نيست بلكه مقصود از آن انطلاق زبان وگشودن آن باينكلام مىباشد چنانچه منظور از « مشى » در اين آية نيز مشى متعارف نبوده بلكه از آن استمرار بر چيزى وثابتقدم بودن در آن اراده شده است سپس مصنّف گويد :
زمخشري پنداشته كه لفظ « ان » در آية شريفه : ان اتّخذى من الجبال بيوتا ( اخذ كن از كوهها خانههائى را ) مفسّره است ولى أبو عبد اللّه رازي اينمقاله را ردّ كرده وگفته است :
قبل از آن : وأوحى ربّك إلى النحل بوده ووحى باتّفاق مفسّرين در اينجا بمعناى الهام است ودر الهام معناى قول نيست .
سپس أبو عبد اللّه رازي گفته :
« ان » در اين آية شريفه مصدريه است بنابراين تقدير آية شريفه چنين است :
وأوحى ربّك إلى النّحل باتخاذ الجبال بيوتا .
الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 208
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٨