فاوحينا اليه ان اصنع الفلك ( پس به حضرت نوح عليه السلام وحى كرديم كه كشتى بساز ) شاهد در « ان » است كه تفسير « أوحينا » را مىنمايد .
ونظير :
ونودوا ان تلكم الجنّة ( نداء شوند اين است بهشتى كه از اعمال صالح خود بإرث يافتيد ) شاهد در « ان » است كه « نودوا » را تفسير مىكند .
واحتمال دارد « ان » در ايندو آية شريفه مصدريّه باشد يعنى قبل از آن حرف جرّ مقدر بگيريم در نتيجة « ان » در آية اوّل دو حرفى بوده ( مصدريّه ) مىباشد ودر دوّمى از مثقله مىباشد زيرا بر جمله اسميّه داخل شده است .
واز كوفيون نقل شده كه ايشان « ان » مفسّره را منكر شدهاند واين رأى از نظر ما وجيه وپسنديده مىباشد زيرا وقتي گفته شد :
كتبت اليه ان قم مسلّما « قم » نفس « كتبت » نيست ولى « الذهب » نفس « العسجد » است در مثال : هذا عسجد اى ذهب فلذا در مثال « كتبت اليه ان قم » اگر بجاى « ان » لفظ « اى » تفسيريّه بگذاريم مقبول طبع نيست وابدا ذوق سليم آنرا نمىپسندد .
شرائط ان مفسّره از نظر مثبتين آن
« ان » مفسّره نزد آنانكه به ثبوتش قائلند شروطى دارد كه ذيلا بيان مىكنيم :
الف : شرط اوّل اينكه بايد مسبوق بجمله باشد يعنى قبل از آن جمله قرار گرفته باشد وبخاطر همين است كه قول آنانكه در آية شريفه :
وآخر دعواهم ان الحمد للّه ( وآخرين سخنان ايشان حمد پروردگار عالميان است ) .
« ان » را مفسّره قرار دادهاند مورد تخطئه قرار گرفته است زيرا پيش از « ان » جمله قرار نگرفته است .
ب : شرط دوّم اينكه بعد از آن نيز جمله بايد قرار گرفته باشد لذا جايز نيست بگوئيم : ذكرت عسجدا ان ذهبا ( عسجد را ذكر كردم كه عبارت باشد از طلا ) .
الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 207
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٠٧