شاهد در « ان تكرهوا » است كه لفظ « ان » در آن مصدريّه بوده وبعد از « عسى » قرار گرفته كه بر غير يقين دلالت دارد ومحلّش رفع است تا فاعل براي « عسى » باشد .
ومثل :
يعجبني ان تفعل ( به عجب درآورد مرا فعل تو ) .
شاهد در « ان تفعل » است كه لفظ « ان » در آن مصدريّه بوده وبعد از « يعجبني » قرار گرفته كه بر غير يقين دلالت دارد ومحلّش رفع است تا فاعل براي « يعجبني » باشد .
ويا در محلّ نصب قرار گرفته مانند :
وما كان هذا القرآن ان يفترى ( نبايد اين قرآن مورد افتراء قرار گيرد ) .
شاهد در « ان يفترى » است كه لفظ « ان » در آن مصدريّه بوده وبعد از « كان » قرار گرفته كه بر غير يقين دلالت دارد ومحلّش نصب است تا خبر براي « كان » باشد .
ونظير :
يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة ( مىگويند مىترسيم از اينكه در گردش روزگار بما آسيب برسد ) .
شاهد در « ان تصيبنا » است كه لفظ « ان » در آن مصدريه بوده وبعد از « نخشى » قرار گرفته كه بر غير يقين دلالت دارد ومحلش نصب است تا مفعول براي « نخشى » باشد .
ومثل :
فأردت ان أعيبها ( قصد نمودم آنرا معيوب كنم ) .
شاهد در « ان أعيبها » است كه لفظ « ان » در آن مصدريه بوده وبعد از « أردت » قرار گرفته كه بر غير يقين دلالت دارد ومحلش نصب است تا مفعول براي « أردت » باشد .
ويا در محلّ جرّ مىباشد مانند :
أوذينا من قبل ان تأتينا ( اذّيت شديم قبل از اينكه نزد ما بيائى ) .
شاهد در « ان تأتينا » است كه لفظ « ان » در آن مصدريّه بوده وبعد از « أوذينا »
الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 177
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٧