وباتّفاق أدباء دخول « ان » مهمله بر هردو نوع قياسي است .
ودر برخى أوقات نيز فعل ماضي غير ناسخ است واين نوع البتة از دو نوع ديگر كمتر است مانند قول عاتكة بنت زيد بن عمرو :
شلّت يمينك ان قتلت لمسلما * حلّت عليك عقوبة المتعمّد
يعنى : خشك باد دست راست تو ، بدرستيكه مسلمانى را كشتهاى وبر تو حلول كند عقوبت ومؤاخذه كسيكه عمدا مرتكب گناه شده است .
البتة دخول « ان » مهمله بر سر فعل ماضي غير ناسخ قياسي نيست ، فقط اخفش است كه آنرا قياسي ميداند است چه آنكه وى مثال : ان قام لأنا وان قعد لانت را اجازه داده است . واز همه أنواع مذكور نادرتر آنستكه فعل مضارع غير ناسخ باشد همچون كلام برخى از أهل لسان :
ان يزينك لنفسك وان يشنك لهيه ( بدرستيكه نفس تو زينت تو است ومحققا نفست شين وعيب تو خواهد بود ) .
وباجماع أرباب أدب اين نوع اجماعى نيست .
پس از آن مصنّف گويد :
در هرموردى كه كلمه « ان » يافت شود وبعد از آن لام مفتوحه آمده باشد مىبايد آنرا مخفّفه از مثقله دانسته وچنين حكم كنى كه أصل آن مشدّد بوده است .
البتة در اينكه لام مزبور چه قسمي از لام است اختلاف مىباشد كه انشاء اللّه شرح آن در باب لام خواهد آمد .
شرح
قوله : فتدخل على الجملتين : يعنى جمله فعليّه واسميّه .
قوله : خلافا للكوفيين : ايشان اعمال ان مخففه از مثقله را ممتنع مىدانند .
قوله : لنا : يعنى كسانيكه قائل بجواز اعمال مىباشند .