شريفه :
وان كلّ ذلك لما متاع الحياة الدّنيا ( همانا تمام اينها متاع پست دنيا است ) .
ومثل آية شريفه :
وان كلّ جميع لدينا محضرون ( همانا جملگى نزد ما حاضر مىشوند ) .
ونظير آية ذيل طبق قرائت حفص :
ان هذا لساحران ( بدرستيكه ايندو هرآينه ساحر هستند ) .
وهمچنين است قرائت ابن كثير منتهى در قرائت وى نون « هذان » مشدّد خوانده شده واز همين قبيل است كه « ان » مهمله استعمال گرديده آية شريفه :
ان كلّ نفس لما عليها حافظ ( بدرستيكه هرنفسى حافظ ونگهدارندهاى دارد ) .
البتة آية مذكور در قرائت كسانيكه « لما » را با تخفيف خواندهاند شاهد مىباشد .
سپس مصنّف گويد :
واگر « ان » بر جمله فعليه داخل شود واجب است از عمل نمودن مهمل گردد ولى بايد توجّه داشت كه اكثرا فعل بايد ، ماضي واز نواسخ باشد مانند :
وان كانت لكبيرة ( همانا بود آن تغيير قبله امرى گران وبزرگ ) .
ومانند :
وان كادوا ليفتنونك ( بدرستيكه نزديك بود تو را فريب دهند ) .
ونظير :
وان وجدنا أكثرهم لفاسقين ( بدرستيكه بيشتر ايشان را فاسق يافتيم ) .
وگاهى هم فعل ناسخ ، مضارع بوده كه وقوع آن البتة از ماضي كمتر است .
مانند :
وان يكاد الّذين كفروا ليزلقونك ( بدرستيكه نزديك بود كافران بتو چشم زخم بزنند )
ومثل :
وان نظنّك لمن الكاذبين ( بدرستيكه تو را از دروغگويان مىپنداريم ) .
الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤٤