ترجمه :
مسئله چهارم در بيان عمل اذن
عمل اذن عبارتست از نصب دادن بفعل مضارع وآن مشروط به سه شرط است :
1 - آنكه اذن در صدر كلام واقع شود .
2 - فعل مضارع بمعناى استقبال باشد .
3 - اذن متّصل به فعل مضارع باشد يعنى بين آندو فاصله نبوده يا اگر از هم منفصل آمدهاند بينشان قسم يا لاء نافيه قرار گرفته باشد فلذا مىگوئى :
اذن أكرمك .
در اينمثال هرسه شرط جمع بوده از اينرو اذن به أكرمك نصب داده است .
واگر بگوئى : انا اذن أكرمك مىبايد « أكرمك » را با رفع بخوانى زير تصدير يعنى در صدر واقع شدن « اذن » فوت شده است .
سؤال
بسا در عبارات وكلمات فصحاء ديده شده بااينكه « اذن » در صدر كلام نيامده فعل مضارع بعدش منصوب شده است پس معلوم ميشود تصدير شرط نصب نيست مانند آنچه در قول شاعر آمده .
لا تتركني فيهم شطرا * انّى اذن أهلك أو اطيرا
يعنى : مرا در ميان ايشان غريب ودور از وطن مگذار زيرا در اين هنگام يا هلاك شده ويا پرواز مىكنم .
شاهد در « انّى اذن أهلك » استكه اذن بااينكه در صدر كلام قرار نگرفته به أهلك نصب داده است .
جواب
مصنّف در جواب اين سؤال مىگويد :
اما قول شاعر بايد بگوئيم كه مؤوّل است يعنى بايد آنرا توجيه كرد وشرح آن