تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
ترجمه :

مسئله چهارم در بيان عمل اذن

عمل اذن عبارتست از نصب دادن بفعل مضارع وآن مشروط به سه شرط است : 1 - آنكه اذن در صدر كلام واقع شود . 2 - فعل مضارع بمعناى استقبال باشد . 3 - اذن متّصل به فعل مضارع باشد يعنى بين آندو فاصله نبوده يا اگر از هم منفصل آمده‌اند بينشان قسم يا لاء نافيه قرار گرفته باشد فلذا مىگوئى : اذن أكرمك . در اينمثال هرسه شرط جمع بوده از اينرو اذن به أكرمك نصب داده است . واگر بگوئى : انا اذن أكرمك مىبايد « أكرمك » را با رفع بخوانى زير تصدير يعنى در صدر واقع شدن « اذن » فوت شده است . سؤال بسا در عبارات وكلمات فصحاء ديده شده بااينكه « اذن » در صدر كلام نيامده فعل مضارع بعدش منصوب شده است پس معلوم ميشود تصدير شرط نصب نيست مانند آنچه در قول شاعر آمده .
لا تتركني فيهم شطرا * انّى اذن أهلك أو اطيرا
يعنى : مرا در ميان ايشان غريب ودور از وطن مگذار زيرا در اين هنگام يا هلاك شده ويا پرواز مىكنم . شاهد در « انّى اذن أهلك » استكه اذن بااينكه در صدر كلام قرار نگرفته به أهلك نصب داده است . جواب مصنّف در جواب اين سؤال مىگويد : اما قول شاعر بايد بگوئيم كه مؤوّل است يعنى بايد آنرا توجيه كرد وشرح آن