حميّت خود را نشان مىدادند مشروط باينكه صاحب ضعف از خود نرمى نشان داده بود .
شاهد در « اذن » است كه در جواب « لو » شرطية ظاهر آمده است چه آنكه « اذن لقام بنصرى » بدل است از « لم تستبح » وچون « لم تستبح » جواب براي « لو » بوده واز طرفي بدل جواب نيز جواب محسوب مىشود لاجرم جمله « اذن لقام بنصرى » را مىتوان باين اعتبار جواب براي « لو » بحساب آورد .
ومثال دوّم مانند اينكه بشما گفته شود : آتيك ( نزد تو مىآيم ) .
پس شما در جواب بگوئيد : اذن أكرمك ( در اين هنگام اكرام مىكنم تو را ) .
تقدير اينمثال آنستكه : ان اتيتنى اذن أكرمك ، پس جمله « اذن أكرمك » در جواب « ان » شرطية مقدر درآمده است .
وخداوند متعال نيز در قرآن شريفش ميفرمايد :
ما اتّخذ اللّه من ولد وما كان معه من اله ، اذن لذهب كلّ اله بما خلق ولعلى بعضهم على بعض .
( خداوند متعال هرگز فرزندى برنگزيده واحدى ابدا با أو شريك نبوده زيرا در اين هنگام هرخدائى به آنچه خود خلق كرده روى مينمود وبرخى بر بعضي ديگر برترى مىجست .
شاهد در « اذن لذهب » است كه قبل از آن « لو » مقدّر مىباشد وتقدير چنين است ولو كان معه من اله اذن لذهب الخ .
فرّاء نحوى مىگويد :
در هرموردى كه بعد از « اذن » لام بيايد پس قبل از آن اگر لو ظاهر نبود قطعا مقدّر مىباشد .
شرح
قوله : في نوعها : يعنى نوع اذن كه آيا حرف بوده ويا اسم ويا فعل مىباشد .
قوله : وعوّض التنوين عنها : ضمير در « عنها » به جمله راجع است ومقصود از « تنوين » همان نونى است كه در « اذن » ثبت مىباشد .
الكلام الغني (شرح فارسى بر باب اول مغنى) (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٧