گردد لذا بعد از قلب « ايجل » شد .
حال اگر كلمه « ايجل » در عبارتى واقع شد كه ماقبلش مضموم بود واو قلب شده بياء برمىگردد لذا مىگوئى :
يا زيد ايجل ( اى زيد بترس ) .
در اين عبارت كلمه « ايجل » را با واو تلفّظ مىكنى ولى با « ياء » مىنويسى يعنى در لفظ مىگوئى « يا زيد اوجل » ولى در نوشتن « يا زيد ايجل » بايد بنويسى .
پس از آن مىگويد :
و « واو » در وزن « يفعل » بضمّ عين ثابت مىماند مانند :
وجه ( باقدر و ارزش گرديد ) يوجه ( باقدر مىگردد ) اوجه ( باقدر باش ) لا توجه ( باقدر مباش ) .
چنانچه ملاحظه مىكنيم كلمه « يوجه » چون بر وزن « يفعل » است واو در آن محفوظ مانده و از كلمات ذيل « واو » حذف شده :
يطاء ( پا و قدم مىگذارد ) ، يضع ( قرار مىدهد ) ، يسع ( پهناور است ) ، يقع ( واقع است ) ، يدع ( ترك مىكند ) .
و جهت حذف ( واو ) در اينكلمات آنست كه افعال مذكور تمام در اصل بر وزن « يفعل » بودهاند يعنى اصل آنها : يوطئ و يوضع و يوسع و يوقع و يودع بوده لذا چون واو در تمام آنها بين فتحه و كسره واقع شده بود ساقط گرديد و بمناسبت آنكه لام الفعل آنها حرف حلق مىباشد عين الفعلشان را مفتوح نموديم به صورت يطاء و يضع الى آخر درآمدند و نيز واو از كلمه « يذر » به معناى ( ترك مىكند ) حذف شده با اينكه نه از باب « يفعل » است و نه لام الفعلش از حروف حلق مىباشد و جهت آن اينستكه به معناى « يدع » است و چون « واو » از « يدع » حذف شده لا جرم از كلمهاى كه به معناى آن هست نيز « واو » را ساقط نمودهاند .
الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى) — صفحة 78
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٨