ابليس لعنة اللّه عليه در آن روز از خوشحالى به پرواز درمىآيد پس در تمام نقاط دستياران و عفريتهايش را فراخوانده و به آنها مىگويد :
اى جماعت شياطين ، طلب و تقاص خود را از فرزند آدم گرفته و در هلاكت ايشان به نهايت آرزوى خود رسيده و آتش دوزخ را نصيب شما نموديم مگر كسانى كه به اين جماعت مقصود اهل بيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است بپيوندند از اينرو سعى كنيد نسبت به ايشان در مردم تشكيك ايجاد كرده و آنها را بردشمنى ايشان واداريد تا بدين وسيله گمراهى مردم و كفرشان مسلّم و محقق شده و نجات دهندهاى برايشان بهم نرسد ، ابليس با اينكه بسيار دروغگو و كاذب است اين كلام را به ايشان راست گفت ، وى به آنها اطّلاع داد .
اگر كسى با اين جماعت ( اهل بيت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) عداوت داشته باشد هيچ عمل صالحى برايش نافع نيست چنانچه اگر با ايشان محبت داشته باشد هيچ گناهى غير از معاصى كبيره ضررى به او نمىرساند .
زائده مىگويد : سپس حضرت على بن الحسين عليه السّلام پس از نقل اين حديث برايم فرمودند :
اين حديث را بگير و ضبط كن ، اگر در طلب آن يك سال شتر مىدواندى و در كوه و كمر به دنبال آن تفحص مىكردى محققا كم و اندك بود .
صاحب معراج المحبّة عليه الرحمة حال آن دلسوختگان را چنين به نظم آورده :
چه برمقتل رسيدند آن اسيران * بهم پيوست نيسان و حزيران
يكى مويهكنان گشتى به فرزند * يكى شد موكنان برسوگ دلبند