خونجگرشدگان را اينطور توصيف نموده :
اشعار مرحوم محتشم در بيان زبانحال عليا مخدّره حضرت زينب خاتون سلام اللّه عليها هنگام عبور از قتلگاه
بر حربگاه چون ره آن كاروان فتاد * شور نشور واهمه را در كمان فتاد
هرچند برتن شهداء چشم كار كرد * برزخمهاى كارى تير و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان * برپيكر شريف امام زمان فتاد
بىاختيار نعره هذا حسين از او * سرزد چنان كه آتش او در جهان فتاد
پس با زبان پرگله آن بضعه رسول * رو در مدينه كرد كه يا ايّها الرّسول
اين كشته فتاده بهامون حسين توست * وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست
اين ماهى فتاده به درياى خون كه هست * زخم از ستاره برتنش افزون حسين توست
اين خشگ لب فتاده ممنوع از فرات * كز خون او زمين شده جيحون حسين توست
اين شاه كمسپاه كه با خيل اشگ و آه * خرگاه از اين جهان زده بيرون حسين توست
پس روى در بقيع به زهرا خطاب كرد * مرغ هوا و ماهى دريا كباب كرد