ميكائيل قرار گرفته و على جلو ما بوده و همراهمان فرشتگانى حركت مىكنند كه از كثرت عدد ايشان معلوم نيست و بوسيله همين نورى كه در صورتهاى ايشان هست ، آنها را از بين خلائق دريافته و جدا مىكنيم و بدين ترتيب حق تعالى ايشان را از هول و وحشت آن روز و سختىهاى آن نجات مىدهد و اين حكم خدا است در حق كسانى كه قبر تو را اى محمّد يا قبر برادرت يا قبر دو سبط تو را زيارت كرده و قصدى غير از خداى عزّ و جلّ را نداشته باشند و البته گروهى از مردم كه مستحق لعنت و سخط و غضب الهى هستند خواهند آمد كه در محو كردن رسم و نشانه اين قبر سعى كرده و مىكوشند آن را از بين ببرند ولى خداوند قادر به ايشان چنين توانى را نخواهد داد .
سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند :
اين خبر من را گرياند و اندوهگين نمود .
حضرت زينب سلام اللّه عليها فرمود :
زمانى كه ابن ملجم لعنه اللّه عليه پدرم را ضربت زد و من اثر مرگ را در آن حضرت مشاهده كردم محضرش عرضه داشتم :
اى پدر امّ ايمن برايم حديثى چنين و چنان نقل نمود ، دوست دارم حديث را از شما بشنوم .
پدرم فرمودند :
دخترم ، حديث همان طورى است كه امّ ايمن نقل كرده ، گويا مىبينم كه تو و دختران اهل تو در اين شهر به صورت اسيران درآمده ، خوار و منكوب مىگرديد ، هرلحظه هراس داريد كه شما را مردم بربايند ، برشما باد به صبر و شكيبائى ، سوگند به كسى كه حبّه را شكافته و انسان را آفريده روى زمين كسى غير از شما و غير از دوستان و پيروانتان نيست كه ولىّ خدا باشد و هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين خبر را براى ما نقل مىنمودند و فرمودند .
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 789
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٨٩