تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
يكى از خون به صورت غازه « 1 » مىكرد * يكى داغ على را تازه مىكرد به سوگ گل‌رخان سروقامت * به پا گرديد غوغاى قيامت نظر افكند چون دخت پيمبر * به نورديدهء ساقى كوثر بناگه نعره هذا اخى زد * به جان خلد نار دوزخى زد ز نيرنگ سپهر نيل صورت * سيه شد روزگار آل عصمت تو را طاقت نباشد از شنيدن * شنيدن كى بود مانند ديدن
در ميان تمام بانوان محترمه عقيله بنى هاشم حضرت زينب كبرى سلام اللّه عليها به آوازى جانگداز و آهى آتشبار و دلى غمناك مىگفت : وا محمّداه ، صلى عليك مليك السّماء ، هذا حسين مرمّل بالدّماء ، مقطع الاعضاء و بناتك سبايا و الى اللّه المشتكى و الى محمد المصطفى و الى على المرتضى و الى حمزة سيّد الشّهداء ، وا محمّداه ، هذا حسين بالعراء تسفى عليه الصّبا ، قتيل اولاد البغايا ، يا حزناه يا كرباه ، اليوم مات جدّى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يا اصحاب محمّداه ، هولاء ذرّيّة المصطفى يساقون سوق السّبايا و از اين قبيل چندان بگفت و گريه و ناله كرد كه دوست و دشمن هركه بود بگريه درآمد .
هامش
( 1 ) - به فتح « زا » گلگونه و سرخابى كه زنان به گونه‌هاى خود مىمالند