تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦

زبانحال حضرت سكينه خاتون عليها السّلام با ذو الجناح

خطاب من به تو اى ذو الجناح بىراكب * بگو به كجا است مرا سرور و تو را صاحب چه روى داده كه كار تو ناله و زارى است * چرا ز هربن موى تو خون روان جارى است چرا تمامى يال تو غرق خون گشته * چرا ز پشت تو زين تو واژگون گشته خدنگ ظلم تو را همچنان هما كرده است * تنت به مثل عقاب از چه پر برآورده ز بهر چيست كه جاريست اشگ گلنارت * ز خون كيست كه ماليده‌اى به رخسارت اگر كه خون رخت نيست از گلوى حسين * رسد ز بهر چه آن‌قدر از تو بوى حسين بدين صفت كه تو را غرق خاك و خون نگرم * يقين كه چرخ جفاپيشه كرده بىپدرم شهى كه خاك رهش بود زيب عرش برين * كدام گوشه ميدان فكنديش به زمين در آن زمان كه ز تير مخالفان غرور * تن مطهّر او شد چه خانهء زنبور كسى گرفت ز خاك بلا سرش يا نه * رساند هيچ كس آبى به حنجرش يا نه كنون كه خاك دل از ديده‌ام برآوردى * كز آنكه باب مرا بردى و نياوردى