تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
پيش و سر خجالت به زير دست پنهان كرده بود و لا ينقطع اشگ مثل باران مىريخت و حال زار بانوان و فغان و زارى اطفال حيوان را مستأصل و بىاختيار نموده بود و از بسكه شيون و گريه اهل حرم را شنيد مجنون‌وار خود را به اينطرف و آنطرف مىزد ، آن‌قدر سر برزمين زد و شيهه كشيد تا آنكه جان داد چنانچه مرحوم ابن شهرآشوب در مناقب از محمد بن ابى طالب نقل مىكند : انّه رمى بنفسه على الارض و جعل يصهل و يضرب رأسه الارض عند الخيمة حتّى مات مرحوم قزوينى در حدائق الانس مىنويسد : چهار روايت ديگر در مآل حال ذو الجناح ديده شده : اوّل : به روايت روضة الشّهداء كه از ابو المؤيد خوارزمى نقل مىكند كه ذو الجناح بعد از شهادت امام عليه السّلام فرار كرد به سمت بيابان و كسى از وى نشانى نيافت . دوّم : مرحوم دربندى مىنويسد : شهربانو به روى سوار شد و به شهر رى آمد . البته اين نقل ضعيف بوده و اعتبارى ندارد . سوّم : ابو مخنف در مقتل خود از عبد اللّه بن قيس نقل مىكند كه گفت من ديدم اسب حضرت مردم را از خود دور مىكرد و به خيام حرم روى آورد و از آنجا هم ديدم به سمت فرات رفت و خود را در شريعه انداخت و فرورفت و ديگر خبرى از او نشد چهارم : بعضى هم نوشته‌اند كه اين حيوان از كربلاء روى به مدينه آورد و آمد مقابل مسجد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و خبر شهادت امام عليه السّلام را به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسانيد و الآن در خدمت امام زمان عجل اللّه تعالى فرجه الشّريف مىباشد .