تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
جواب مرا نمىدهيد و هرچه شما را به يارى مىطلبم برنمىخيزيد يارى كنيد ؟ انتم نيام ارجوكم تنتبهون اگر خوابيده‌ايد دلم مىخواهد بيدار شويد و غريبى مرا ببينيد . ام مالت محبّتكم عن امامكم شايد محبّت شما از امامتان بريده شده و دل از مهر او بركنده‌ايد كه جوابش را نمىدهيد . هذه بنات الرّسول لفقدكم قد علاهنّ النّحول اى ياران عزيز سر از خاك برداريد صداى ضجّه و زارى و ناله و بيقرارى حرم پيغمبر را بشنويد كه از براى شما صيحه مىزنند و به جهت فقدان شما آه و ناله از دل برمىآورند شما كسانى بوديد كه مىگفتيد تا جان داريم از حرم پيغمبر حمايت مىكنيم حالا شما را چه شد كه ايشان را گريان گذاشته و رفتيد . قوموا عن نومتكم ايّتها الكرام و ارفعوا عن حرم الرّسول الطّغاة اللّئام از خواب خويش برخيزيد اولاد رسول خدا را از دست كفره و فسقه نجات دهيد و دفع شر از عترت پيغمبر بكنيد ، پس حضرت به كرم عميم و لطف جسيم و عنايت وسيع از زبان شهداء معذرت خواسته و فرمود : اى عزيزان بخوابيد كه حق داريد صرعكم و اللّه ريب المنون و غدر بكم الدّهر الخئون و الّا لما كنتم عن دعوتى تقصرون و لا عن نصرتى تحتجبون . به خدا روزگار جفاكار شما را از پاى درآورده و دهر خيانت‌كار با شما خيانت ورزيده و الّا شما همچو اصحابى نبوديد كه حسين را تنها بگذاريد و ناموس پيغمبر را به دست دشمن بسپاريد . فها نحن عليكم مفتجعون و بكم لا حقون پس آگاه باشيد من هم مانند شما غصه آن زنان بىكس و دختران نورس را مىخورم و چون چاره ندارم ايشان را گذاشته و خود را به شما مىرسانم . ثمّ صفق صفقة و قال : انّا للّه و انّا اليه راجعون ، پس حضرت دست اسف
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 697 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى