علم و مولاى جن و انس است .
فضّته قد صفيت من ذهب * فانا الفضّة و ابن الذّهبين
مادرم نقرهاى است كه مصفّاى از طلا است ، پس منم نقره و فرزند حاصل شده از دو طلا
ذهب فى ذهب فى ذهب * و لجين فى لجين فى لجين
منم طلا در طلا و منم نقره در نقره در نقره يعنى منم حسين بن فاطمه دختر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
والدى شمس و امّى قمر * فانا الكوكب و ابن القمرين
پدرم آفتاب تابان است و مادرم ماه درخشان ، پس منم ستاره فرزند آفتاب و ماه
عبّد اللّه غلاما يافعا * و قريش يعبدون الوثنين
پدر بزرگوارم در زمان كودكى خداپرست بود در حالى كه قريش عبادت دو بت بزرگ را مىكردند .
يعبدون اللّات و العزّى معا * و علىّ قائم بالحسنيين
و قريش لات و عزّى را مىپرستيدند و پدرم جناب على بن ابيطالب عليه السّلام برپا دارنده بود هردو نيكوئى را يعنى عبادت پروردگار و اطاعت رسول را .
مع رسول اللّه سبعا كاملا * ما على الارض مصلّى غير ذين
پدرم نماز جماعت مىكرد با رسول خدا تا هفت سال كامل و حال آنكه برروى همه زمين به غير از اين دو بزرگوار نماز گذارندهاى نبود .
هجر الاصنام لا يعبدها * مع قريش لا و لا طرفة عين
پدرم دورى جست از بتها و هرگز عبادت نكرد آنها را با قريش بلكه به قدر چشم برهم زدن و باز نمودن هم آنها را نپرستيد .
من له جدّ كجدّى فى الورى * او كامّى فى جميع المشرقين
كيست كه از براى او جدّى باشد مثل جدّ من در همه عالم يا مادرى باشد مثل