تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
( اى حسين ما ياوران تو هستيم پس آنچه خواهى بما فرمان بده ، اگر به ما امر كنى كه تمام دشمنانت را بكشيم البته اين كار را خواهيم نمود ) حضرت در حق ايشان دعا نمود و فرمود : جزاكم اللّه خيرا انّى لا اخالف قول جدّى ( خدا به شما جزاى خير دهد من مخالفت فرمان جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را نمىكنم جدّم به من فرموده : انّ اللّه شاء يراك مقتولا ملطّخا بدمائك مخضّبا شيبك بدمائك مذبوحا من قفاك مشيّت حضرت بارى عزّ اسمه درباره تو چنين جارى شده كه كشته و به خون آغشته‌ات بيند ، ريشت را غرقه به خون و سرت را از قفا بريده ببيند . سپس حضرت به ايشان فرمودند : اين خواست خدا درباره من بود و امّا مشيّت الهى درباره ناموس و عيالم ، جدّم فرمود : نور ديده ، و قد شاء اللّه ان يرى حرمك سبايا على اقطاب المطايا . خدا خواسته حرم تو كه حرم عصمت و طهارتند اسيروار برشتران بىجهاز سوار شوند و به شهر و ديارشان ببرند و انّى و اللّه ساصبر اى پادشاه جن به ذات اقدس الهى من بخواست خدا و اشاره رسولش صبر نموده و براى كشته شدن آماده‌ام و تن به اسيرى اهل و عيال داده‌ام و خدا احكم الحاكمين مىباشد .

اتمام حجّت نمودن حضرت ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام با لشگر كفرآئين كوفه و شام

ابو مخنف مىنويسد : ثمّ زلف نحو القوم و قال : يا ويلكم على م تقاتلونى ؟ أعلى حقّ تركته ام على سنّة غيّرتها ام على شريعة بدّلتها ؟ سپس امام عليه السّلام به طرف سپاه كفرآئين عمر بن سعد ملعون رفته و فرمودند :