تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
راست است و بحقّ خداوند كه هرگز قصد دروغ نكرده‌ام زيرا دانسته‌ام كه خداوند جليل دروغگو را از رحمت خود نااميد گردانيده است پس چرا با من اين گونه سلوك و رفتار مىكنيد و اراده كشتن من داريد و اگر كلام مرا دروغ مىپنداريد قطعا در ميان شما هستند جمعى كه اگر از ايشان سؤال كنيد به شما خبر داده و گفته من را تصديق مىنمايند ، از جابر بن عبد اللّه انصارى و ابا سعيد خدرى و سهيل بن سعد ساعدى و زيد بن ارقم و انس بن مالك سؤال كنيد تا به شما خبر دهند كه خودشان همين حديث شريف را از حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله در حق من و برادرم شنيده‌ام . سپس حضرت فرمودند : يا قوم اما فى هذا حاجز لكم عن سفك دمى . اى جماعت بىحيا اين همه سخنان كه براى شما گفتم باعث آن نشد كه شما را از كشتن و ريختن خون من بازدارد ؟ ! ناگاه در اين هنگام شمر بداختر در بين سخنان امام عليه السّلام جسارتى كرد و كلامى گفت كه مضمونش اين است كه : حسين از دين خدا بيرون رفته و مىخواهد سخنان خود را راست قلمداد كند و ما نمىفهميم كه او چه مىگويد . پس حبيب بن مظاهر عليه الرّحمه در جواب او فرمود : اى ملعون ، توئى كه از دين خدا بيرون رفته‌اى و هركس هرچه بگويد متابعت او مىكنى و اگر هفتاد مذهب به هم رسد از براى دنيا با همه همراهى مىكنى و راست مىگوئى كه سخنان و كلمات اين بزرگوار را نمىفهمى زيرا كه به جهت كفر تو خداوند قلب تو را سرنگون كرده و برآن مهر گذاشته است . و چون آن بىدين از حبيب اين جواب را شنيد ساكت شد . سپس امام عليه السّلام دفعه ديگر به صداى بلند كه همه كس شنيدند فرمودند :