تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
مىگويم از خدا بترسيد و مرا نكشيد زيرا كه خون من برشما حلال نيست پرده حرمت من دريدن جايز نيست زيرا من پس دختر پيغمبر شمايم ، جدّه من خديجه خاتون امّ المؤمنين است و من و برادرم حسن به گفته پيغمبر ذو المنن سيّد جوانان اهل بهشتيم ، بهشتى را كشتن روا نيست . اصحاب و احباب و خويشان و نزديكان از فرمايشات امام عليه السّلام محزون و مغموم شدند به حدّى كه نزديك بود از غصه هلاك شوند مؤلف گويد : صاحب حدائق الانس فرموده : آنچه از عبارات علماء استفاده مىشود آنست كه حضرت به منظور موعظه مكرّر به ميدان آمده و اتمام حجّت فرموده و هربار از مواريث نبوّت يكدام را به همراه مىآورده و نشان مىدادند قريب دوازده مرتبه حضرت به ميدان آمده گاهى براسب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سوار شده و گاهى برناقه رسول خدا نشسته زمانى عمامه پيغمبر برسر بسته و گاهى قرآن بدست گرفته و لشگر را موعظه فرموده است مقاله صاحب بيت الاحزان و مناجات امام عليه السّلام بين دو لشگر مؤلّف گويد : از عبارات و كلمات بزرگان و ارباب مقاتل اين‌طور استفاده مىشود كه اين مناجات قبل از ايراد خطبه مذكور صورت گرفته است و شرح آن چنين مىباشد : صاحب بيت الاحزان مرحوم عبد الخالق بن عبد الرحيم يزدى مىفرمايد : جناب سيّد السّاجدين عليه السّلام مىفرماين : چون پدر بزرگوارم واقعه دشت كربلاء را بدينگونه مشاهده فرمود و ملاحظه نمود آن سواران بىايمان به قصد جان آن جان جهانيان بناى فتنه و طغيان دارند در ميانه هردو لشگر ايستاه و دستهاى مبارك را به جانب آسمان بلند كرده و با
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 448 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى