تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
و اركان كوفه به صحبت مشغول است دل نازك امام به درد آمد آهى سرد كشيد سپس لب به سخن گشود و خطبه‌اى در بىاعتبارى دنيا به اين شرح ايراد فرمودند : الحمد للّه الّذى خلق الدّنيا فجعلها دار فناء و زوال ، متصرّفة باهلها حالا بعد حال فالمغرور من غرته و الشّقىّ من فتنته فلا تغرّنكم هذه الحيوة الدّنيا فانّها تقطع الرّجاء من ركن اليها و تخيب طمع من طمع اليها حمد بىحدّ و بىقياس خداوندى راست كه دنيا را آفريد پس آن را فانى و زائل گرداند ، اين عجوزه مكّاره در همه حال به اهل خود تصرّف دارد ، پس مغرور كسى است كه فريب آن را بخورد و شقّى در اين عالم كسى است كه به دام فتنه اين فتنه‌گر بيفتد و دچار افسون آن گردد ، اى قوم زندگانى اين دنيا نفريبد شما را چه آنكه اين مكّار غدّار اميد بسيارى از اميدواران به آن را به نااميدى مبدّل كرده و طمع كثيرى از طمعكاران را به يأس تبديل نموده است . و اراكم قد اجتمعتم على امر قد اسخطتم اللّه فيه عليكم و اعرض بوجهه الكريم عنكم و احلّ بكم نقمته . اى مردم مىبينم شما را كه اجتماع كرده‌ايد بريك امرى كه خدا را از آن به سخط و غضب آورده‌ايد ، روى رحمت خود را از شما برگردانيده و نقمت خويش را به شما نزديك كرده فنعم الرّب ربنا و بئس العبيد انتم چه خوب خدائى است خداى ما و چه بد بنده‌ايد شما كه : اقررتم بالطّاعة و آمنتم بالرّسول محمّد صلّى اللّه عليه و آله ثمّ انّكم زحفتم الى ذريّته و عترته تريدون قتلهم . اوّلا اقرار آورديد به اطاعت پروردگار و ايمان آورديد به جدّ من محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعد چه شد شما را و چه ديديد از من كه جمع شديد لشگر و سپاه آراستيد برسر من و عترت طاهره و ذريّه نبويه ريختيد كمر قتل ايشان را بسته‌ايد .