تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
وحشت‌اثر و به گوش رسيدن صداهاى مهيب طبل طبالان و بانگ بوق‌ها و شيپورها و طنين آواز سنج‌ها چنان دچار رعب و دهشت شده بودند كه گوئى لحظات ديگر روح از كالبد ايشان پرواز خواهد نمود ، جملگى صدا به گريه و شيون بلند نموده بودند خلاصه كلام آنكه چنان زارى و افغان در خيمه‌هاى امام عليه السّلام به پا شده بود كه حضرت مجبور شدند با دلى شكسته و غربتى غير قابل توصيف به ميان خيمه‌ها آمده و آن وضع و حالت رقّت‌بار زنان و بچه‌ها را ديدند بىاختيار زارزار گريستند و بعد محاسن شريف بدست گرفته فرمودند : لعمرى انّ البكاء امامكنّ اى بانوان و اى دختران شما را به جان من خاموش باشيد گريه شما بعد از اين است هنوز من زنده‌ام ، جوانان من همچون سرو و شاخ شمشاد در قيد حيات بوده و جلو دشمن را گرفته‌اند مترسيد تا من و جوانان و اصحاب و ياوران من زنده هستند احدى جرأت نمىكند به اين خيمه‌ها وارد شود بهرصورت امام عليه السّلام بانوان و اطفال را به نحوى آرام و ساكت فرمودند . فرستادن امام عليه السّلام برير را ميان دو لشگر به منظور نصيحت كردن و موعظه نمودن دشمن پس از آنكه صفوف قتال از طرفين آراسته شد امام عليه السّلام به برير بن خضير فرمودند : كلّ القوم اى برير ميان دو صفّ بشو و اين كوردلان و از خدا بىخبران را موعظه كن . آن شيردل به فرموده امام عليه السّلام دامن زره بركمر زد همچون تيرى كه از كمان رها شود رو به لشگر كفرآئين آورد تا به وسط ميدان رسيد ايستاد و لب به سخن گشود و فرمود : اى قوم بىترس و بيم چرا از خدا بيمناك نيستيد و چرا نمىترسيد كه آل و ذرّيه رسول در ميان شما با دل پرسوز شب را به روز آوردند ، اگر اعتقاد به پيغمبر داريد
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 443 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى