تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
اينها ذريّه و عترت پيغمبرند . شعر
حسين است اين جسم و جان نبى * كه خورده است شير از زبان نبى همه دختران ، دختران وىاند * ببرج عفاف اختران وىاند
مقصود شما از اين لشگركشى و سپاه‌آرائى چيست ؟ به چه حجّت و دليل خيال كشتن و ريختن خون اولاد رسول داريد ؟ در جواب گفتند : مقصود آن است كه پادشاه حجاز دست بيعت به امير عبيد اللّه بن زياد بدهد و يا اگر بيعت نمىكند آماده كشته شدن گردد . برير فرمود : أفلا تقبلون منهم ان يرجعوا الى مكان الذّى جاؤا منه آيا قبول نمىكنيد كه پادشاه حجاز به همان جائى كه آمده برگردد . در جواب گفتند : به اين خيال نبوده و بهانه‌جوئى مكنيد جز بيعت با يزيد هيچ راه ديگرى وجود ندارد . برير دلير نعره از جگر بركشيد و فرمود : اى بىحيا مردم ، و اى برشما چه شد آن نامه‌ها و اظهار علاقه‌هايتان و كجا رفت آن عهد و پيمان شما كه نوشتيد و فرزند فاطمه را به ميهمانى دعوت كرديد تا شما را هدايت كند حال كه قبول كرد و به سوى شما آمد مىخواهيد او را بگيريد و به دست دشمن بدهيد . اهل كوفه گفتند : زياده مگوى و فضولى مكن دشت كارزار جاى جنگ است نه محل موعظه و نصيحت . فرد
حسين را به بيعت اگر رأى نيست * مر او را به جز در كفن جاى نيست
برير فرمود : اين گفتار شما را جز لعن پروردگار چيز ديگرى سزاوار نيست ،